متن و ترجمه حکمت های نهج البلاغه
حکمت های 401 تا 440 نهج البلاغه
نوامبر 17, 2018
خطبه های نهج البلاغه
خطبه های 1 تا 5 نهج البلاغه
نوامبر 19, 2018
متن و ترجمه کامل حکمت های نهج البلاغه

متن و ترجمه کامل حکمت های نهج البلاغه

متن و ترجمه کامل حکمت های نهج البلاغه

متن و ترجمه کامل حکمت های نهج البلاغه در سایت تهران لوح قرار گرفته است .

حکمت های نهج البلاغه در زمینه های اخلاقی و سیاسی و اعتقادی و اقتصادی است.

حکمت 441 نهج البلاغه ( تجربه کاری و شناخت مدیران )

و درود خدا بر او، فرمود: فرمانروایى، میدان مسابقه مردان است.


حکمت 442 نهج البلاغه ( راه انتخاب شهرها برای زندگی )

و درود خدا بر او، فرمود: هیچ شهرى براى تو از شهر دیگر بهتر نیست، بهترین شهرها آن است که پذیراى تو باشد.


حکمت 443 نهج البلاغه ( ویژگی های مالک اشتر )

و درود خدا بر او، فرمود: (وقتى خبر شهادت مالک اشتر که رحمت خدا بر او باد، به امام رسید فرمود) مالک چه مالکى به خدا اگر کوه بود، کوهى که در سرفرازى یگانه بود، و اگر سنگ بود، سنگى سخت و محکم بود، که هیچ رونده‏اى به اوج قلّه او نمی ‏رسید، و هیچ پرنده‏ اى بر فراز آن پرواز نمی کرد
(فند. کوهى است از دیگر کوه‏ها ممتاز و جدا افتاده باشد)


حکمت 444 نهج البلاغه ( ارزش تداوم کار )

و درود خدا بر او، فرمود: چیز اندک که با اشتیاق تداوم یابد، بهتر از فراوانى است که رنج آور باشد.


حکمت 445 نهج البلاغه ( انسان شناسی )

و درود خدا بر او، فرمود: اگر در کسى خصلتى شگفت دیدید، همانند آن را نیز انتظار کشید.


حکمت 446 نهج البلاغه ( ضرورت پرداخت دیون مردم )

 و درود خدا بر او، فرمود: (امام به پدر فرزدق، غالب بن صعصعه فرمود) شتران فراوانت چه شده‏ اند. (پاسخ داد، اى امیر مؤمنان، پرداخت حقوق آنها را پراکنده ساخت امام فرمود) این بهترین راه مصرف آن بود.


حکمت 447 نهج البلاغه ( ضرورت فقه در تجارت )

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که بدون آموزش فقه اسلامى تجارت کند، به ربا خوارى آلوده شود.


حکمت 448 نهج البلاغه ( راه برخورد با مصیبت ها)

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که مصیبت‏ هاى کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصیبت‏ هاى بزرگ مبتلا خواهد کرد.


حکمت 449 نهج البلاغه ( راه مبارزه با هواپرستی )

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که خود را گرامى دارد، هوا و هوس را خوار شمارد.


حکمت 450 نهج البلاغه ( پرهیز از شوخی کردن )

و درود خدا بر او، فرمود: هیچ کس شوخى بیجا نکند جز آن که مقدارى از عقل خویش را از دست بدهد.


حکمت 451 نهج البلاغه ( روش برخورد با مردم )
و درود خدا بر او، فرمود: دورى تو از آن کس که خواهان تو است نشانه کمبود بهره تو در دوستى است، و گرایش تو به آن کس که تو را نخواهد، سبب خوارى تو است.


حکمت 452 نهج البلاغه ( معیار شناخت فقر و غنا )

و درود خدا بر او، فرمود: فقر و بى نیازى ما پس از عرضه شدن بر خدا آشکار خواهد شد.


حکمت 453 نهج البلاغه ( علل انحراف زبیر )

و درود خدا بر او، فرمود: زبیر همواره با ما بود تا آن که فرزند نامبارکش عبد اللَّه، پا به جوانى گذاشت.


حکمت 454 نهج البلاغه ( راه غرور زدایی )

و درود خدا بر او، فرمود: فرزند آدم را با فخر فروشى چه کار او که در آغاز نطفه ‏اى گندیده، و در پایان مردارى بد بو است، نه می تواند روزى خویشتن را فراهم کند، و نه مرگ را از خود دور نماید.


حکمت 455 نهج البلاغه ( راه شناخت بزرگترین شاعر )

و درود خدا بر او، فرمود: (از امام پرسید بزرگ‏ترین شاعر عرب کیست فرمود) شاعران در یک وادى روشنى نتاخته ‏اند تا پایان کار معلوم شود، و اگر ناچار باید داورى کرد،پس پادشاه گمراهان، بزرگ‏ترین شاعر است.


حکمت 456 نهج البلاغه ( بهای جان آدمی )

و درود خدا بر او، فرمود: آیا آزاد مردى نیست که این لقمه جویده حرام دنیا را به اهلش واگذارد همانا بهایى براى جان شما جز بهشت نیست، پس به کمتر از آن نفروشید.


حکمت 457 نهج البلاغه ( تشنگاه مال و علم )

 و درود خدا بر او، فرمود: دو گرسنه هرگز سیر نشوند: جوینده علم و جوینده مال.


حکمت 458 نهج البلاغه ( نشانه های مومن )
و درود خدا بر او، فرمود: نشانه ایمان آن است که راست بگویى، آنگاه که تو را زیان رساند، و دروغ نگویى که تو را سود رساند و آن که بیش از مقدار عمل سخن نگویى، و چون از دیگران سخن گویى از خدا بترسى.


حکمت 459 نهج البلاغه ( شناخت جایگاه جبر و اختیار )

و درود خدا بر او، فرمود: تقدیر الهى چنان بر محاسبات ما چیره شود که تدبیر، سبب آفت زدگى باشد.


حکمت 460 نهج البلاغه ( ارزش صبر و تحمل )

و درود خدا بر او، فرمود: بردبارى و درنگ هم آهنگند و نتیجه آن بلند همّتى است.


حکمت 461 نهج البلاغه ( غیبت نشانه ناتوانی )

و درود خدا بر او، فرمود: غیبت کردن تلاش ناتوان است.


حکمت 462 نهج البلاغه ( پرهیز از غرورزدگی در ستایش )

و درود خدا بر او، فرمود: چه بسا کسانى که با ستایش دیگران فریب خوردند.


حکمت 463 نهج البلاغه ( دنیا برای آخرت است )
و درود خدا بر او، فرمود: دنیا براى رسیدن به آخرت آفریده شد، نه براى رسیدن به خود.


حکمت 464 نهج البلاغه ( سرانجام دردناک بنی امیه )

و درود خدا بر او، فرمود: بنى امیه راه ملتى است که در آن می تازند، پس آنگاه که میانشان اختلاف افتد کفتارها بر آنان دهان گشایند و بر آنان پیروز شوند.
مى‏گویم: «مرود» بر وزن «منبر» از مادّه «ارواد» به معناى مهلت است و این از فصیح ترین و زیباترین کلام است، گوئى امام علیه السّلام مهلت کوتاه بنى امیه در حکومت را به میدان مسابقه تشبیه کرده که مسابقه دهندگان به ترتیب در یک مسیر مشخّص به سوى یک هدف به پیش می ‏روند و آنگاه که به هدف رسیدند نظم آنها درهم شکسته می شود).


حکمت 465 نهج البلاغه ( ارزش والای انصار )
و درود خدا بر او، فرمود: (در ستایش انصار فرمود) به خدا سوگند آنها اسلام را پروراندند، چونان مادرى که فرزندش را بپروراند، با توانگرى، با دست‏ هاى بخشنده، و زبان هاى برنده و گویا.


حکمت 466 نهج البلاغه ( دقت در مشاهدات )

و درود خدا بر او، فرمود: چشم، بند ظرف حوادث است.
می گویم: «این کلام امام علیه السّلام از استعاره‏هاى شگفت است، که نشستنگاه را به مشک، و چشم را به سربند آن تشبیه کرد، و آنگاه که بند گشوده شود آنچه در مشک است بیرون ریزد. مشهور است که این سخن از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است، ولى عدّه‏اى آن را از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل کرده‏ اند، این حکمت را «مبرّد» در کتاب «مقتضب» در باب لفظ به حروف آورده، و ما آن را در کتاب خود که «مجازات آثار نبوى» نام دارد آورده‏ ایم.


حکمت 467 نهج البلاغه ( وصف یکی از رهبران الهی )

و درود خدا بر او، فرمود: بر آنان فرمانروایى حاکم شد، که کارها را به پاداشت، و استقامت ورزید، تا دین استوار شد.


حکمت 468 نهج البلاغه ( مسئولیت های سرمایه داری )

و درود خدا بر او، فرمود: مردم را روزگارى دشوار در پیش است که توانگر اموال خود را سخت نگهدارد، در صورتى که به بخل ورزى فرمان داده نشد. خداى سبحان فرمود: «بخشش میان خود را فراموش نکنید» بدان در آن روزگار، بلند مقام، و نیکان خوار گردند، و با درماندگان به ناچارى خرید و فروش مى‏کنند در حالى که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم از معامله با درماندگان نهى فرموده.


حکمت 469 نهج البلاغه ( پرهیز از افراط و تفریط نسبت به امام علیه السّلام )

و درود خدا بر او، فرمود: دو کس نسبت به من هلاک می گردند، دوستى که زیاده‏ روى کند، و دروغ پردازى که به راستى سخن نگوید.
(این کلام مانند سخن دیگرى است که فرمود) دو تن نسبت به من هلاک گردند، دوستى که از حد گذراند، و دشمنى که بیهوده سخن گوید.


حکمت 470 نهج البلاغه ( تعریف توحید و عدل )

و درود خدا بر او، فرمود: (از امام نسبت به توحید و عدل پرسیدند فرمود) توحید آن است که خدا را در وهم نیارى، و عدل آن است که او را متّهم نسازى.


حکمت 471 نهج البلاغه ( شناخت جایگاه سخن و سکوت )

و درود خدا بر او، فرمود: در آنجا که باید سخن گفت، خاموشى سودى ندارد، و آنجا که باید خاموش ماند سخن گفتن خیرى نخواهد داشت.


حکمت 472 نهج البلاغه ( دعای باران )
و درود خدا بر او، فرمود: (در دعا به هنگام طلب باران فرمود) خدایا ما را با ابرهاى رام سیراب کن، نه ابرهاى سرکش
(این کلمات از فصیح ‏ترین و شگفتى‏ آورترین کلمات ادیبانه است که ابرهاى سرکش همراه با رعد و برق را به شتران چموش تشبیه کرد که بار از پشت می اففکنند و سوارى نمی دهند، و ابرهاى رام را به شتران رام تشبیه کرد که به راحتى شیر داده، و سوارى می دهند)


حکمت 473 نهج البلاغه ( ارزش رنگ کردن و آرایش )
و درود خدا بر او، فرمود: (به امام گفتند چه می شد موى خود را رنگ می کردى فرمود) رنگ کردن مو، آرایش است، امّا ما، در عزاى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به سر می بریم.


حکمت 474 نهج البلاغه ( ارزش عفت و پاکدامنی )

و درود خدا بر او، فرمود: پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگ‏تر از پاداش عفیف پاکدامنى نیست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی ‏گردد، همانا عفیف پاکدامن، فرشته‏ اى از فرشته‏ هاست.


حکمت 475 نهج البلاغه ( ارزش قناعت )
و درود خدا بر او، فرمود: قناعت مالى است که پایان نمی پذیرد.
«برخى این حکمت را از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نقل کرده‏ اند»


حکمت 476 نهج البلاغه ( راه کشورداری )
و درود خدا بر او، فرمود: چون زیاد بن ابیه را به جاى عبد اللَّه بن عباس، به فارس و شهرهاى پیرامون آن حکومت داد، او را در دستور العمل طولانى از گرفتن مالیات تا به هنگام نهى فرمود) عدالت را بگستران، و از ستمکارى پرهیز کن، که ستم رعیت را به آوارگى کشاند، و بیدادگرى به مبارزه و شمشیر می ‏انجامد.


حکمت 477 نهج البلاغه ( بزرگترین گناه )
و درود خدا بر او، فرمود: سخت‏ترین گناهان، گناهى است که گناهکار آن را سبک شمارد.


حکمت 478 نهج البلاغه ( مسئولیت آگاهان )
و درود خدا بر او، فرمود: خدا از مردم نادان عهد نگرفت که بیاموزند، تا آن که از دانایان عهد گرفت که آموزش دهند.


حکمت 479 نهج البلاغه ( بدترین دوست )
و درود خدا بر او، فرمود: بدترین دوست آن که براى او به رنج و زحمت افتى.
می گویم: (تکلّف و تکلیف با مشکلات و به زحمت افتادن است، پس دوستى که انسان را دچار مشکلات می کند مایه شر است پس او از بدترین دوستان بشمار مى‏ آید).


حکمت 480 نهج البلاغه ( آفت دوستی )
و درود خدا بر او، فرمود: وقتى مؤمن برادرش را به خشم آورد، به یقین از او جدا شده است.
می گویم: (حشمه و احشمه، یعنى او را به خشم آورد، برخى گفته‏اند، یعنى او را شرمنده ساخت و احتشم به معناى فراهم آوردن چنین حالتى است که زمینه جدائى را پدید مى‏آورد).
(این آخرین قسمت از سخنان برگزیده امام، امیر المؤمنین علیه السّلام است که خداى را سپاس می ‏گویم تا مرا به این گرد آورى سخنان پراکنده، و نزدیک ساختن آنها به یکدیگر در یک مجموعه، توفیق عنایت فرمود، در آغاز کار، برگ‏ هاى سفید در هر فصل قرار دادیم تا به کلام تازه، یا تفسیر جالبى که رسیدیم بر آن بیفزاییم، تا سخن پوشیده آشکار شود، و آنچه دست نایافتنى می نمود به دست آید. توفیق ما از خداست، و بر او توکّل می کنیم، که او ما را کفایت کننده و بهترین سرپرست است، و جمع آورى سخنان امام علیه السّلام در ماه رجب سال 400 هجرى انجام پذیرفت درود ما بر سید و مولاى ما حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم خاتم پیامبران، و هدایت کننده انسان ها به بهترین راه‏ ها، و بر اهل بیت پاک و یاران او باد که ستارگان یقین‏اند)


1,322 views

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *