حکمت های نهج البلاغه با ترجمه
حکمت های 361 تا 400 نهج البلاغه
نوامبر 14, 2018
متن و ترجمه کامل حکمت های نهج البلاغه
حکمت های 441 تا 480 نهج البلاغه
نوامبر 18, 2018
متن و ترجمه حکمت های نهج البلاغه

متن و ترجمه حکمت های نهج البلاغه

متن و ترجمه حکمت های نهج البلاغه را می توانید در سایت تهران لوح مشاهده نمایید .

نهج البلاغه دارای 480 حکمت است و در نهج البلاغه 16 حدیث نبوی ذکر شده است.

حکمت 401 نهج البلاغه ( ضرورت هماهنگی با مردم )
و درود خدا بر او، فرمود: هماهنگى در اخلاق و رسوم مردم، ایمن ماندن از دشمنى و کینه ‏هاى آنان است…


حکمت 402 نهج البلاغه ( ضرورت موقعیت شناسی)
و درود خدا بر او، فرمود: (شخصى در حضور امام سخنى بزرگتر از شأن خود گفت، فرمود) پر در نیاورده پرواز کردى، و در خردسالى آواز بزرگان سر دادى
(شکیر، نخستین پرهایى است که بر بال پرنده مى‏روید و نرم و لطیف است و سقب، شتر خردسال است زیرا شتر بانگ در نیاورد تا بالغ شود.)


حکمت 403 نهج البلاغه ( پرهیز از کاهای گوناگون )
و درود خدا بر او، فرمود: کسى که به کارهاى گوناگون پردازد، خوار شده، پیروز نمی گردد.


حکمت 404 نهج البلاغه ( تفسیر لا حول و لا قوة الّا باللَّه )
و درود خدا بر او، فرمود: (از امام معنى لا حول و لا قوّة الا بالله، را پرسیدند. پاسخ داد:) ما برابر خدا مالک چیزى نیستیم، و مالک چیزى نمی ‏شویم جز آنچه او به ما بخشیده است، پس چون خدا چیزى به ما ببخشد که خود سزاوارتر است، وظایفى نیز بر عهده ما گذاشته، و چون آن را از ما گرفت تکلیف خود را از ما بر داشته است.


حکمت 405 نهج البلاغه ( جاهلان متظاهر به دین )
و درود خدا بر او، فرمود: (چون عمّار پسر یاسر با مغیرة بن شعبه بحث می کرد و پاسخ او را می داد، امام به او فرمود) اى عمّار مغیره را رها کن، زیرا او از دین به مقدارى که او را به دنیا نزدیک کند، برگرفته، و به عمد حقائق را بر خود پوشیده داشت، تا شبهات را بهانه لغزش ‏هاى خود قرار دهد.


حکمت 406 نهج البلاغه ( اخلاق تهی دستان و توانگران )
و درود خدا بر او، فرمود: چه نیکو است فروتنى توانگران برابر مستمندان، براى به دست آوردن پاداش الهى، و نیکوتر از آن خویشتندارى مستمندان برابر توانگران براى توکّل به خداوند است.


حکمت 407 نهج البلاغه ( ارزش عقل )
و درود خدا بر او، فرمود: خدا عقل را به انسانى نداد جز آن که روزى او را با کمک عقل نجات بخشید.


حکمت 408 نهج البلاغه ( سرانجام حق ستیزی )
و درود خدا بر او، فرمود: هر کس با حق در افتاد نابود شد.


حکمت 409 نهج البلاغه ( هماهنگی قلب و چشم )
و درود خدا بر او، فرمود: قلب، کتاب چشم است (آنچه چشم بنگرد در قلب نشیند)


حکمت 410 نهج البلاغه ( ارزش پرهیزگاری )
و درود خدا بر او، فرمود: تقوا در رأس همه ارزش‏هاى اخلاقى است.


حکمت 411 نهج البلاغه ( احترام به استاد )
و درود خدا بر او، فرمود: با آن کس که تو را سخن آموختن به درشتى سخن مگو، و با کسى که راه نیکو سخن گفتن، به تو آموخت لاف بلاغت مزن.


حکمت 412 نهج البلاغه ( راه خودسازی )
و درود خدا بر او، فرمود: در تربیت خویش تو را بس که از آنچه بر دیگران نمى‏پسندى دورى کنى.


حکمت 413 نهج البلاغه ( راه تحمل مصیبت ها )
و درود خدا بر او، فرمود: در مصیبت‏ها یا چون آزادگان باید شکیبا بود، و یا چون ابلهان خود را به فراموشى زد.


حکمت 414 نهج البلاغه ( راه تحمل مصیبت ها )



حکمت 415 نهج البلاغه ( دنیاشناسی )
و درود خدا بر او، فرمود: (در وصف دنیاى حرام) (دنیا) فریب می دهد، زیان می رساند و تند مى‏گذرد. از این رو خدا دنیا را پاداش دوستان خود نپسندید، و آن را جایگاه کیفر دشمنان خود قرار نداد، و همانا مردم دنیا چون کاروانى باشند که هنوز بار انداز نکرده کاروان سالار بانگ کوچ سر دهد تا بار بندند و برانند.


حکمت 416 نهج البلاغه ( روش برخورد با دنیا )
و درود خدا بر او، فرمود: (به فرزندش امام مجتبى علیه السّلام خطاب کرد:) چیزى از دنیاى حرام براى پس از مرگت باقى مگذار، زیرا آنچه از تو می ماند نصیب یکى از دو تن خواهد شد، یا شخصى است که آن را در طاعت خدا به کار گیرد، پس سعادتمند می شود به چیزى که تو را به هلاکت افکنده است. و یا شخصى که آن را در نافرمانى خدا به کار گیرد، پس هلاک می شود به آنچه که تو جمع آورى کردى، پس تو در گناه او را یارى کرده‏اى، که هیچ یک از این دو نفر سزاوار آن نیستند تا بر خود مقدّم دارى. (این حکمت به گونه دیگرى نیز نقل شده) پس از ستایش پروردگار آنچه از دنیا هم اکنون در دست تو است، پیش از تو در دست دیگران بود، و پس از تو نیز به دست دیگران خواهد رسید، و همانا تو براى دو نفر مال خواهى اندوخت، یا شخصى که اموال جمع شده تو را در طاعت خدا به کار گیرد، پس به آنچه که تو را به هلاکت افکند سعادتمند می ‏شود، یا کسى است که آن را در گناه به کار اندازد، پس با اموال جمع شده تو هلاک خواهد شد، که هیچ یک از این دو نفر سزاوار نیستند تا بر خود مقدّمشان بدارى، و بار آنان را بر دوش کشى، پس براى گذشتگان رحمت الهى، و براى بازماندگان روزى خدا را امیدوار باش.


حکمت 417 نهج البلاغه ( شرایط توبه و استغفار )
و درود خدا بر او، فرمود: (شخصى در حضور امام علیه السّلام بدون توجه لازم گفت: استغفر اللَّه، امام فرمود) مادرت بر تو بگرید، مى‏دانى معناى استغفار چیست استغفار درجه والا مقامان است، و داراى شش معنا است، اوّل- پشیمانى از آنچه گذشت، دوّم- تصمیم به عدم بازگشت، سوم- پرداختن حقوق مردم‏چنانکه خدا را پاک دیدار کنى که چیزى بر عهده تو نباشد، چهارم- تمام واجب‏ هاى ضایع ساخته را به جا آورى، پنجم- گوشتى که از حرام بر اندامت روییده، با اندوه فراوان آب کنى، چنانکه پوست به استخوان چسبیده گوشت تازه بروید، ششم- رنج طاعت را به تن بچشانى چنانکه شیرینى گناه را به او چشانده بودى، پس آنگاه بگویى، استغفر اللَّه


حکمت 418 نهج البلاغه ( ره آورد حلم )

و درود خدا بر او، فرمود: حلم و بردبارى، خویشاوندى است.


حکمت 419 نهج البلاغه ( مشکلات انسان )
و درود خدا بر او، فرمود: بیچاره فرزند آدم اجلش پنهان، بیماری هایش پوشیده، اعمالش همه نوشته شده، پشّه ‏اى او را آزار می دهد، جرعه‏ اى گلو گیرش شده او را از پاى در آورد، و عرق کردنى او را بد بو سازد.


حکمت 420 نهج البلاغه ( راه درمان شهوت و عفو اهانت کننده )
و درود خدا بر او، فرمود: (اصحاب امام پیرامونش نشسته بودند که زنى زیبا از آنجا گذشت، حاضران دیده به آن زن دوختند. امام فرمود:) همانا دیدگان این مردان به منظره شهوت آمیز دوخته شده و به هیجان آمده‏اند، هر گاه کسى از شما با نگاه به زنى به شگفتى آید، با همسرش بیامیزد که او نیز زنى چون زن وى باشد. (مردى از خوارج گفت: خدا این کافر را بکشد چقدر فقه مى‏داند مردم براى کشتن او برخاستند، امام فرمود) آرام باشید، دشنام را با دشنام باید پاسخ داد یا بخشیدن از گناه.


حکمت 421 نهج البلاغه ( ره آورد عقل )
و درود خدا بر او، فرمود: عقل تو را کفایت کند که راه گمراهى را از رستگارى نشانت دهد.


حکمت 422 نهج البلاغه ( ارزش نیکوکاری )
و درود خدا بر او، فرمود: کار نیک به جا آورید، و آن را هر مقدار که باشد کوچک نشمارید، زیرا کوچک آن بزرگ، و اندک آن فراوان است، و کسى از شما نگوید که: دیگرى در انجام کار نیک از من سزاوارتر است گر چه سوگند به خدا که چنین است: خوب و بد را طرفدارانى است که هر گاه هر کدام از آن دو را واگذارید، انجامشان خواهند داد.


حکمت 423 نهج البلاغه ( ره آورد خودسازی )
و درود خدا بر او، فرمود: کسى که نهان خود را اصلاح کند، خدا آشکار او را نیکو گرداند، و کسى که براى دین خود کار کند، خدا دنیاى او را کفایت فرماید، و کسى که میان خود و خدا را نیکو گرداند، خدا میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد.


حکمت 424 نهج البلاغه ( ارزش عقل و بردباری )
و درود خدا بر او، فرمود: بردبارى پرده ‏اى است پوشاننده، و عقل شمشیرى است برّان، پس کمبودهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان، و هواى نفس خود را با شمشیر عقل بکش.


حکمت 425 نهج البلاغه ( مسئولیت توانگران )

و درود خدا بر او، فرمود: خدا را بندگى است که براى سود رساندن به دیگران، نعمت‏هاى خاصّى به آنان بخشیده، تا آنگاه که دست بخشنده دارند نعمت ‏ها را در دستشگان باقى می گذارد، و هر گاه از بخشش دریغ کنند، نعمت‏ها را از دستشان گرفته و به دست دیگران خواهد داد.


حکمت 426 نهج البلاغه ( دو چیز ناپایدار )

و درود خدا بر او، فرمود: سزاوار نیست که بنده خدا به دو خصلت اعتماد کنند: تندرستى، و توانگرى، زیرا در تندرستى ناگاه او را بیمار بینى، و در توانگرى ناگاه او را تهیدست.


حکمت 427 نهج البلاغه ( جایگاه شکوه کردن )

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که از نیاز خود نزد مؤمنى شکایت کند، گویى به پیشگاه خدا شکایت برده است، و کسى که از نیازمندى خود نزد کافرى شکوه کند، گویى از خدا شکوه کرده است.


حکمت 428 نهج البلاغه ( شناخت روز عید )

و درود خدا بر او، فرمود: (در یکى از روزهاى عید) این عید کسى است که خدا روزه‏اش را پذیرفته، و نماز او را ستوده است، و هر روز که خدا را نافرمانى نکنند، آن روز عید است.


حکمت 429 نهج البلاغه ( اندوه سرمایه داران )

و درود خدا بر او، فرمود: بزرگ‏ترین حسرت‏ ها در روز قیامت، حسرت خوردن مردى است که مالى را به گناه گرد آورد، و آن را شخصى به ارث برد که در اطاعت خداى سبحان، بخشش کرد، و با آن وارد بهشت شد، و گرد آورنده اوّلى وارد جهنّم گردید.


حکمت 430 نهج البلاغه ( اندوه زر اندوزی )

و درود خدا بر او، فرمود: همانا زیانکارترین مردم در معاملات، و نومیدترین مردم در تلاش، مردى است که تن در گرد آورى مال خسته دارد، امّا تقدیرها با خواست او هماهنگ نباشد، پس با حسرت از دنیا رود، و با بار گناه به آخرت روى آورد.


حکمت 431 نهج البلاغه ( اقسام روزی )
درود خدا بر او، فرمود: روزى بر دو قسم است: آن که او را میخواهد، و آن که تو او را می جویى. کسى که دنیا را خواهد، مگر نیز او را می ‏طلبد تا از دنیا بیرونش کند، و کسى که آخرت خواهد، دنیا او را می طلبد تا روزى او را به تمام پردازد.


حکمت 432 نهج البلاغه ( ویژگی های دوستان خدا )

و درود خدا بر او، فرمود: دوستان خدا آنانند که به درون دنیا نگریستند آنگاه که مردم به ظاهر آن چشم دوختند، و سر گرم آینده دنیا شدند آنگاه که مردم به امور زودگذر دنیا پرداختند. پس هواهاى نفسانى که آنان را از پاى در می آورد، کشتند، و آنچه که آنان را به زودى ترک می کرد، ترک گفتند، و بهره‏مندى دنیا پرستان را از دنیا، خوار شمردند، و دست‏یابى آنان را به دنیا زودگذر دانستند. با آنچه مردم آشتى کردند، دشمنى ورزیدند، و با آنچه دنیا پرستان دشمن شدند آشتى کردند، قرآن به وسیله آنان شناخته می شود، و آنان به کتاب خدا آگاهند، قرآن به وسیله آنان پا بر جاست و آنان به کتاب خدا استوارند، به بالاتر از آنچه امیدوارند چشم نمی دوزند، و غیر از آنچه که از آن می ‏ترسند هراس ندارند.


حکمت 433 نهج البلاغه ( توجه به فناپذیری لذت ها )

و درود خدا بر او، فرمود: پایان لذّت‏ ها، و بر جاى ماندن تلخی ها را به یاد آورید.


حکمت 434 نهج البلاغه ( آزمودن انسان ها )
و درود خدا بر او، فرمود: مردم را بیازماى، تا دشمن گردى.
می گویم: (بعضى این حکمت را از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نقل کردند، و نقل ثعلب«» از این اعرابى را تأیید می کند که این کلام از على علیه السّلام است، اعرابى از مأمون نقل کرد. اگر على علیه السّلام نگفته بود «بیازماى تا دشمن گردى» من می گفتم که «دشمن دار تا بیازمایى»


حکمت 435 نهج البلاغه ( ارزش های والای اخلاقی )
و درود خدا بر او، فرمود: خدا در شکرگزارى را بر بنده‏اى نمی گشاید که در فزونى نعمت‏ها را بر او ببندد، و در دعا را بر روى او باز نمی کند که در اجابت کردن را نگشاید، و در توبه کردن را باز نگذاشته که در آمرزش را بسته نگهدارد.


حکمت 436 نهج البلاغه ( راه شناخت بزرگواران )

و درود خدا بر او، فرمود: شایسته‏ترین مردم به بزرگوارى آن که بزرگواران را با او بسنجند.


حکمت 437 نهج البلاغه ( شناخت عدل و بخشش )

و درود خدا بر او، فرمود: (از امام پرسیدند عدل یا بخشش، کدام یک برتر است، فرمود:) عدالت: هر چیزى را در جاى خود مى‏نهد، در حالى که بخشش آن را از جاى خود خارج مى‏سازد. عدالت تدبیر عمومى مردم است، در حالى که بخشش گروه خاصّى را شامل است، پس عدالت شریف‏تر و برتر است.


حکمت 438 نهج البلاغه ( جهل و دشمنی )

و درود خدا بر او، فرمود: مردم دشمن آنند که نمی دانند.


حکمت 439 نهج البلاغه ( تعریف زهد و پارسایی )

درود خدا بر او، فرمود: زهد بین دو کلمه از قرآن است، که خداى سبحان فرمود: «تا بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید» کسى که بر گذشته افسوس نخورد، و به آینده شادمان نباشد، همه جوانب زهد را رعایت کرده است.


حکمت 440 نهج البلاغه ( نقش خواب دیدن ها در زندگی )

و درود خدا بر او، فرمود: خواب دیدن ‏ها چه بسا تصمیم‏ هاى روز را نقش بر آب کرده است.


599 views

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *