دعای پنجاه و یکم صحیفه سجادیه باترجمه
دعای پنجاه و یکم صحیفه سجادیه باترجمه
می 14, 2019
دعای پنجاه و سوم صحیفه سجادیه باترجمه
دعای پنجاه و سوم صحیفه سجادیه باترجمه
می 14, 2019
دعای پنجاه و دوم صحیفه سجادیه باترجمه

دعای پنجاه و دوم صحیفه سجادیه باترجمه

دعای پنجاه و دوم صحیفه سجادیه باترجمه

يَا أَللَّهُ الَّذِي لاَ يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لاَ فِي السَّمَاءِ وَ كَيْفَ يَخْفَى عَلَيْكَ – يَا إِلَهِي – مَا أَنْتَ خَلَقْتَهُ‏
اى خداوند يكتايى كه در آسمان و زمين چيزى بر تو پوشيده نيست و چگونه تواند – اى خداى من – چيزى كه خود آن را آفريده ‏اى بر تو پوشيده ماند،

وَ كَيْفَ لاَ تُحْصِي مَا أَنْتَ صَنَعْتَهُ أَوْ كَيْفَ يَغِيبُ عَنْكَ مَا أَنْتَ تُدَبِّرُهُ‏
يا چگونه شمار نتوانى كرد آنچه خود آن را پديد آورده ‏اى، يا چگونه از تو پنهان تواند ماند آنچه تدبير كار او به دست توست،

أَوْ كَيْفَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لاَ حَيَاةَ لَهُ إِلاَّ بِرِزْقِكَ‏ أَوْ كَيْفَ يَنْجُو مِنْكَ مَنْ لاَ مَذْهَبَ لَهُ فِي غَيْرِ مُلْكِكَ‏
يا چگونه از تو تواند گريخت آن كه اگر روزى ‏اش ندهى زنده نخواهد بود، يا چگونه از چنبر فرمان تو تواند رست آن كه راهى جز حيطه فرمانروايى تواش در پيش نيست.

سُبْحَانَكَ أَخْشَى خَلْقِكَ لَكَ أَعْلَمُهُمْ بِكَ وَ أَخْضَعُهُمْ لَكَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِكَ وَ أَهْوَنُهُمْ عَلَيْكَ مَنْ أَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ غَيْرَكَ‏
اى خداوند، منزهى تو. از آفريدگانت آن كه تو را بيشتر شناسد، بيشتر از تو ترسد و آن كه تو را بيشتر فرمان برد، خضوعش در برابر تو بيشتر باشد و آن كه تواش روزى دهى و او ديگرى را پرستد، در نزد تو از همه كس فرومايه ‏تر است.

سُبْحَانَكَ لاَ يَنْقُصُ سُلْطَانَكَ مَنْ أَشْرَكَ بِكَ وَ كَذَّبَ رُسُلَكَ وَ لَيْسَ يَسْتَطِيعُ مَنْ كَرِهَ قَضَاءَكَ أَنْ يَرُدَّ أَمْرَكَ‏
اى خداوند، منزهى تو. سلطه و قدرت تو را نمى‏ كاهد كسى كه به تو شرك آورد و پيامبرانت را به دروغ نسبت دهد. آن كس كه خواست تو را خوش ندارد، نتواند فرمانت را نپذيرد

وَ لاَ يَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ بِقُدْرَتِكَ وَ لاَ يَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَيْرَكَ وَ لاَ يُعَمَّرُ فِي الدُّنْيَا مَنْ كَرِهَ لِقَاءَكَ‏
و آن كس كه منكر قدرت تو بود، خود را از تو در امان نتواند داشت و آن كس كه جز تو ديگرى را پرستد، از كيفر تواش گريزى نيست و آن كس كه ديدار تو را نخواهد، نتواند تا ابد در دنيا زيستن گيرد.

سُبْحَانَكَ مَا أَعْظَمَ شَأْنَكَ وَ أَقْهَرَ سُلْطَانَكَ وَ أَشَدَّ قُوَّتَكَ وَ أَنْفَذَ أَمْرَكَ‏
اى خداوند، منزهى تو. چه رفيع است مقام تو، چه قهار است قدرت تو، چه سخت است نيروى تو، چه نافذ است فرمان تو.

سُبْحَانَكَ قَضَيْتَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ الْمَوْتَ مَنْ وَحَّدَكَ وَ مَنْ كَفَرَ بِكَ وَ كُلٌّ ذَائِقُ الْمَوْتِ‏
اى خداوند، منزهى تو. مرگ را بر همه آفريدگانت مقرر داشته‏اى: خواه به يكتاييت بپرستند يا نپرستند. همه چشنده شرنگ مرگند

وَ كُلٌّ صَائِرٌ إِلَيْكَ فَتَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ وَحْدَكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ‏
و همه رهسپار سراى آخرت. پس متبارك و متعالى هستى. خدايى جز تو نيست. يكتايى و بى شريكى.

آمَنْتُ بِكَ وَ صَدَّقْتُ رُسُلَكَ وَ قَبِلْتُ كِتَابَكَ وَ كَفَرْتُ بِكُلِّ مَعْبُودٍ غَيْرِكَ وَ بَرِئْتُ مِمَّنْ عَبَدَ سِوَاكَ‏
به تو ايمان آوردم و پيامبرانت را تصديق كردم و كتابت را پذيرفتم و به هر معبودى جز تو كافر شدم و از هر كس كه جز تو را بپرستد بيزارى جستم.

اَللَّهُمَّ إِنِّي أُصْبِحُ وَ أُمْسِي مُسْتَقِلاًّ لِعَمَلِي مُعْتَرِفاً بِذَنْبِي مُقِرّاً بِخَطَايَايَ‏
بار خدايا، شام را به بامداد مى ‏آورم و بامداد را به شام مى‏ رسانم در حالى كه عمل خويش اندك مى ‏شمارم و به گناه خود اعتراف مى‏ كنم و به خطاى خويش اقرار مى‏ آورم.

أَنَا بِإِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي ذَلِيلٌ عَمَلِي أَهْلَكَنِي وَ هَوَايَ أَرْدَانِي وَ شَهَوَاتِي حَرَمَتْنِي‏
بار خدايا، چون پيروى از هواى نفس را از حد گذرانيده‏ام، آفريده‏اى ذليلم. عمل من مرا به هلاكت افكند و هوى و هوس من به تباهيم كشيد و شهوات من مرا از كردار نيك محروم داشت.

فَأَسْأَلُكَ يَا مَوْلاَيَ سُؤَالَ مَنْ نَفْسُهُ لاَهِيَةٌ لِطُولِ أَمَلِهِ وَ بَدَنُهُ غَافِلٌ لِسُكُونِ عُرُوقِهِ وَ قَلْبُهُ مَفْتُونٌ بِكَثْرَةِ النِّعَمِ عَلَيْهِ وَ فِكْرُهُ قَلِيلٌ لِمَا هُوَ صَائِرٌ إِلَيْهِ‏
اى مولاى من، از تو مى‏ خواهم، همانند كسى كه آرزوى دور و درازش به لهو و لعب سرگرم داشته و جسمش به سبب تن پرورى غافل است و دلش به سبب افزونى نعمت مفتون است و خود درباره آينده ‏اى كه به سوى آن رهسپار است اندك مى ‏انديشد،

سُؤَالَ مَنْ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْأَمَلُ وَ فَتَنَهُ الْهَوَى وَ اسْتَمْكَنَتْ مِنْهُ الدُّنْيَا وَ أَظَلَّهُ الْأَجَلُ‏
همانند آن كس كه آرزو بر او چيره شده و هوى و هوس او را فريفته و دنيا بر او تسلط يافته و مرگ بر او سايه افكنده است،

سُؤَالَ مَنِ اسْتَكْثَرَ ذُنُوبَهُ وَ اعْتَرَفَ بِخَطِيئَتِهِ‏ سُؤَالَ مَنْ لاَ رَبَّ لَهُ غَيْرُكَ
همانند آن كس كه گناه خود بسيار مى‏ شمرد و به خطاى خود اعتراف مى‏ كند، همانند آن كس كه پروردگارى جز تو ندارد

وَ لاَ وَلِيَّ لَهُ دُونَكَ وَ لاَ مُنْقِذَ لَهُ مِنْكَ وَ لاَ مَلْجَأَ لَهُ مِنْكَ إِلاَّ إِلَيْكَ‏
و جز تواش دوستى نيست و كسى از خشم تواش نمى‏ رهاند و پناهگاهيش جز آستان تو نيست.

إِلَهِي أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ الْوَاجِبِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي أَمَرْتَ رَسُولَكَ أَنْ يُسَبِّحَكَ بِهِ وَ بِجَلاَلِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ الَّذِي لاَ يَبْلَى وَ لاَ يَتَغَيَّرُ وَ لاَ يَحُولُ وَ لاَ يَفْنَى‏
اى خداوند، از تو مى‏خواهم، به حق خود كه بر همگان واجب گردانيده‏ اى و به نام مهين تو كه پيامبرت را فرموده ‏اى كه تو را بدان نام تسبيح گويد و به عظمت ذات بزرگوار تو كه نه كهنه مى ‏شود و نه تغيير مى‏ يابد و نه فنا مى ‏پذيرد،

أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُغْنِيَنِي عَنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ بِعِبَادَتِكَ وَ أَنْ تُسَلِّيَ نَفْسِي عَنِ الدُّنْيَا بِمَخَافَتِكَ وَ أَنْ تُثْنِيَنِي بِالْكَثِيرِ مِنْ كَرَامَتِكَ بِرَحْمَتِكَ‏
كه بر محمد و خاندانش درود بفرستى و مرا به نيروى عبادتت از هر چه هست بى‏نياز كنى و خوف خويش در دلم افكنى تا محبت دنيا از صحراى دلم خيمه برچيند و مرا به رحمت خود به كرامت و احسان فراوانت بازگردانى.

فَإِلَيْكَ أَفِرُّ و مِنْكَ أَخَافُ وَ بِكَ أَسْتَغِيثُ وَ إِيَّاكَ أَرْجُو وَ لَكَ أَدْعُو وَ إِلَيْكَ أَلْجَأُ وَ بِكَ أَثِقُ‏
بار خدايا به سوى تو مى‏ گريزم، از تو مى‏ ترسم، به درگاه تو استغاثه مى ‏كنم، به تو اميد مى‏ بندم، تو را مى ‏خوانم، به تو پناه مى ‏جويم، اعتمادم به توست‏

وَ إِيَّاكَ أَسْتَعِينُ وَ بِكَ أُومِنُ وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ وَ عَلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَتَّكِلُ‏
و از تو يارى مى ‏خواهم، به تو ايمان مى ‏آورم و بر تو توكل مى ‏كنم و به جود و كرم تو متكى هستم.


 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *