دعای دوازدهم صحیفه سجادیه با ترجمه
دعای دوازدهم صحیفه سجادیه با ترجمه
می 3, 2019
دعای چهاردهم صحیفه سجادیه باترجمه
دعای چهاردهم صحیفه سجادیه باترجمه
می 4, 2019
دعای سیزدهم صحیفه سجادیه با ترجمه

دعای سیزدهم صحیفه سجادیه با ترجمه

دعای سیزدهم صحیفه سجادیه باترجمه

اَللَّهُمَّ يَا مُنْتَهَى مَطْلَبِ الْحَاجَاتِ‏ وَ يَا مَنْ عِنْدَهُ نَيْلُ الطَّلِبَاتِ‏
بار خدايا، اى آنكه درگاه تو آخرين مقصد حاجات است‏ و تنها در نزد توست كه به خواستها توان رسيد.

وَ يَا مَنْ لاَ يَبِيعُ نِعَمَهُ بِالْأَثْمَانِ‏ وَ يَا مَنْ لاَ يُكَدِّرُ عَطَايَاهُ بِالاِمْتِنَانِ‏
اى خداوندى كه در برابر نعمتهايت بهايى نستانى. اى خداوندى كه زلال عطايت را به منت تيره نگردانى.

وَ يَا مَنْ يُسْتَغْنَى بِهِ وَ لاَ يُسْتَغْنَى عَنْهُ‏ وَ يَا مَنْ يُرْغَبُ إِلَيْهِ وَ لاَ يُرْغَبُ عَنْهُ‏
اى خداوندى كه همگان به تو بى ‏نياز شوند و كس را از تو بى ‏نيازى نيست. اى خداوندى كه همگان را به تو رغبت است و كس را رخ تافتن از تو ميسر نيست.

وَ يَا مَنْ لاَ تُفْنِي خَزَائِنَهُ الْمَسَائِلُ‏ وَ يَا مَنْ لاَ تُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسَائِلُ‏
اى خداوندى كه هر چه خواهندگان از تو خواهند، خزاين نعمتت فنا نپذيرد. اى خداوندى كه ناموس حكمتت را هيچ وسيله‏ اى و سببى دگرگون نسازد.

وَ يَا مَنْ لاَ تَنْقَطِعُ عَنْهُ حَوَائِجُ الْمُحْتَاجِينَ‏ وَ يَا مَنْ لاَ يُعَنِّيهِ دُعَاءُ الدَّاعِينَ‏
اى خداوندى كه حاجت حاجتمندان از تو منقطع نشود. اى خداوندى كه دعاى دعاكنندگانت به رنج نيفكند.

تَمَدَّحْتَ بِالْغَنَاءِ عَنْ خَلْقِكَ وَ أَنْتَ أَهْلُ الْغِنَى عَنْهُمْ‏ وَ نَسَبْتَهُمْ إِلَى الْفَقْرِ وَ هُمْ أَهْلُ الْفَقْرِ إِلَيْكَ‏
به بى ‏نيازى از آفريدگانت خود را ستوده ‏اى و تو سزاوارى كه از آنان بى ‏نيازى گزينى. آفريدگانت را به نيازمندى وصف كرده‏اى و آنان را سزاست كه به تو نيازمند باشند.

فَمَنْ حَاوَلَ سَدَّ خَلَّتِهِ مِنْ عِنْدِكَ وَ رَامَ صَرْفَ الْفَقْرِ عَنْ نَفْسِهِ بِكَ فَقَدْ طَلَبَ حَاجَتَهُ فِي مَظَانِّهَا وَ أَتَى طَلِبَتَهُ مِنْ وَجْهِهَا
حاجت خود از جايى خواسته كه بايدش خواست و به دريافت مقصود از راهى رفته است كه بايدش رفت.

وَ مَنْ تَوَجَّهَ بِحَاجَتِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ أَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِهَا دُونَكَ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمَانِ وَ اسْتَحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَوْتَ الْإِحْسَانِ‏
خداوندا، هر كس كه حاجت به يكى از بندگان تو برد يا يكى از بندگانت را سبب روا شدن حاجت خود پندارد، جز حرمان نصيبى حاصل نكند و سزاوار است كه تو احسان از او بازگيرى.

اَللَّهُمَّ وَ لِي إِلَيْكَ حَاجَةٌ قَدْ قَصَّرَ عَنْهَا جُهْدِي‏ وَ تَقَطَّعَتْ دُونَهَا حِيَلِي وَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي رَفْعَهَا إِلَى مَنْ يَرْفَعُ حَوَائِجَهُ إِلَيْكَ
بار خدايا، مرا به تو حاجتى است كه كوشش من از دست يافتن به آن قاصر آمده بود و راه هاى چاره به روى من بسته شده بود. نفس من مرا واداشت كه برآوردن آن نياز، از كسى خواهم كه او خود به روا شدن حاجت نيازمند توست

وَ لاَ يَسْتَغْنِي فِي طَلِبَاتِهِ عَنْكَ‏ وَ هِيَ زَلَّةٌ مِنْ زَلَلِ الْخَاطِئِينَ وَ عَثْرَةٌ مِنْ عَثَرَاتِ الْمُذْنِبِينَ‏
و براى دست يافتن به خواست هايش از تو بى ‏نياز نيست. و اين خود خطايى بود از خطاهاى خطاكاران و لغزشى از لغزشهاى گنه كاران.

ثُمَّ انْتَبَهْتُ بِتَذْكِيرِكَ لِي مِنْ غَفْلَتِي وَ نَهَضْتُ بِتَوْفِيقِكَ مِنْ زَلَّتِي وَ رَجَعْتُ وَ نَكَصْتُ بِتَسْدِيدِكَ عَنْ عَثْرَتِي‏
سپس به هشدار تو از خواب غفلت بيدار شدم و به توفيق تو پس از لغزش بر پاى خاستم و چون به صوابم راه نمودى ديگر به سر در نيامدم و باز گرديدم.

وَ قُلْتُ سُبْحَانَ رَبِّي كَيْفَ يَسْأَلُ مُحْتَاجٌ مُحْتَاجاً وَ أَنَّى يَرْغَبُ مُعْدِمٌ إِلَى مُعْدِمٍ‏
گفتم:منزه است پروردگار من، چگونه نيازمندى دست نياز به سوى نيازمند ديگر برد و چسان بينوايى به بينواى ديگر روى كند؟

فَقَصَدْتُكَ يَا إِلَهِي بِالرَّغْبَةِ وَ أَوْفَدْتُ عَلَيْكَ رَجَائِي بِالثِّقَةِ بِكَ‏
پس، اى خداوند من، با رغبتى تمام آهنگ تو كردم و با اعتماد به تو روى اميد به درگاهت آوردم‏

وَ عَلِمْتُ أَنَّ كَثِيرَ مَا أَسْاَلُكَ يَسِيرٌ فِي وُجْدِكَ وَ أَنَّ خَطِيرَ مَا أَسْتَوْهِبُكَ حَقِيرٌ فِي وُسْعِكَ‏
و دريافتم كه هر چه فراوان‏تر از تو خواهم باز هم در برابر توانگريت نا چيز است و بخشش را هر چه فزون‏تر خواهم در برابر گشادگى باب عطايت باز هم حقير است‏

وَ أَنَّ كَرَمَكَ لاَ يَضِيقُ عَنْ سُؤَالِ أَحَدٍ وَ أَنَّ يَدَكَ بِالْعَطَايَا أَعْلَى مِنْ كُلِّ يَدٍ
و كرم تو از سؤال هيچ سائلى به تنگنا نمى ‏افتد و دست عطاى تو فراتر از هر دست ديگر است.

اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ احْمِلْنِي بِكَرَمِكَ عَلَى التَّفَضُّلِ وَ لاَ تَحْمِلْنِي بِعَدْلِكَ عَلَى الاِسْتِحْقَاقِ‏
بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و با من از كرم و عدل خود آن كن كه فضل تو را در خور است نه استحقاق مرا.

فَمَا أَنَا بِأَوَّلِ رَاغِبٍ رَغِبَ إِلَيْكَ فَأَعْطَيْتَهُ وَ هُوَ يَسْتَحِقُّ الْمَنْعَ وَ لاَ بِأَوَّلِ سَائِلٍ سَأَلَكَ فَأَفْضَلْتَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَسْتَوْجِبُ الْحِرْمَانَ‏
من نخستين كسى نيستم كه سزاوار منع و طرد بودن و اكنون به تو رغبت يافت و تو به عطاى خود او را نواختى. من نخستين كسى نيستم كه مستوجب حرمان از درگاه تو بود و دست طلب به سوى تو دراز كرد و تو نوميدش نساختى.

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ كُنْ لِدُعَائِي مُجِيباً وَ مِنْ نِدَائِي قَرِيباً وَ لِتَضَرُّعِي رَاحِماً وَ لِصَوْتِي سَامِعاً
بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و دعاى مرا اجابت كن و به ندايم پاسخ گوى و به زاريهاى من رحمت آور و آوازم را بشنو.

وَ لاَ تَقْطَعْ رَجَائِي عَنْكَ وَ لاَ تَبُتَّ سَبَبِي مِنْكَ وَ لاَ تُوَجِّهْنِي فِي حَاجَتِي هَذِهِ وَ غَيْرِهَا إِلَى سِوَاكَ
مرا از خود نوميد مكن، رشته پيوندم را با خود مگسل و در اين نياز كه اكنون مراست، يا هر نياز ديگر، به درگاه ديگرم مران.

وَ تَوَلَّنِي بِنُجْحِ طَلِبَتِي وَ قَضَاءِ حَاجَتِي وَ نَيْلِ سُؤْلِي قَبْلَ زَوَالِي عَنْ مَوْقِفِي هَذَا بِتَيْسِيرِكَ لِيَ الْعَسِيرَ وَ حُسْنِ تَقْدِيرِكَ لِي فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ
ياريم نماى كه مطلبم برآيد و حاجتم روا شود و به خواسته‏ام برسم، پيش از آنكه اين مكان را ترك گويم بدان سان كه سختيها را بر من آسان سازى و در هر كار آنچه را خير من در آن نهفته است مقدر دارى.

وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلاَةً دَائِمَةً نَامِيَةً لاَ انْقِطَاعَ لِأَبَدِهَا وَ لاَ مُنْتَهَى لِأَمَدِهَا
بر محمد و خاندان او درود بفرست، درودى پيوسته و دم افزون و بى انقطاع و ابدى.

وَ اجْعَلْ ذَلِكَ عَوْناً لِي وَ سَبَباً لِنَجَاحِ طَلِبَتِي إِنَّكَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ‏
و اين درود را ياور من ساز و وسيله برآمدن حاجتم گردان، كه تو فراخ نعمت و بخشنده ‏اى.

وَ مِنْ حَاجَتِي يَا رَبِ‏
اى پروردگار من، حاجت من اين است. . .

كَذَا وَ كَذَا (وَ تَذْكُرُ حَاجَتَكَ ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ فِي سُجُودِكَ)

(حاجت خود ياد كن و سر به سجده بگذار و بگوى)

فَضْلُكَ آنَسَنِي وَ إِحْسَانُكَ دَلَّنِي فَأَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ أَن لاَ تَرُدَّنِي خَائِباً
فضل تو آسوده خاطرم گردانيد و احسان تو مرا به سوى تو راه نمود، تو را به تو و به محمد و آل محمد (ص) سوگند مى ‏دهم كه مرا نوميد باز نگردانى.


 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *